شمس الدين محمد بن محمود آملي

12

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

سيزدهم آنكه اوقات خود را بر خلوت توزيع كند و بنا بر قوت حال و تمكن و حضور همه اوقات خود را بمخالفت با خلق بسر نبرد . چهاردهم آنكه غلبه حال او را از تعهد اوقات بصوالح أعمال مانع نگردد و با خود تصور نكند كه مرا با آن احتياج نيست چه رسول صلّى اللّه عليه و آله با كمال حال بر نوافل طاعات مواظبت نموده است و از نماز تهجد و روزه تطوع و ديگر نوافل مستغنى نبوده . پانزدهم آنكه ايتار حظوظ و قطع تعلقات برو آسان بود نه آنكه تعلق نسازد يا به كلى از حظوظ اعراض كند ، و اگر در تمامى آداب طريقت از آداب صحبت و آداب معيشت و آداب مسافرت و غير آن شروع رود بتطويل انجامد . فصل پنجم [ در تزكيه و تحليه ] در تزكيه و تحليه تزكيه اتصاف نفس است بصفت فنا و آن ترك دنيا و اماتت هوى تواند قال اللّه تعالى « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها » و اول مرتبه آن زهد است و دوم عبادت ، و تحليه اتصاف نفس است بصفت بقا و آن تخلق به اخلاق الهى تواند بود . خلق اول كه اول همه اخلاق است صدق است قال اللّه تعالى : « كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ » و قال النبى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم : عليكم بالصدق فانه يهدى الى الجنة ، و مراد از صدق خلقيست راسخ در نفس آدمى كه اقتضاء توافق ظاهر و باطن و تطابق سر و علانية او كند ، و علامت صدق آنست كه اگر سرّ او علانيه گردد و خلق عالم همه بر حال او مطلع شوند متغير و شرمسار نگردد . خلق دوم بذل و آن چند نوعست اول آنكه در مقابله بذلى ديگر افتد و آن را مكافات خوانند دوم آنكه بر سبيل ابتدا و افتتاح بود با توقع مكافات و آن را متاجره خوانند و اين هر دو قسم از خواص عوام است سوم آنكه بر سبيل ابتدا بود بىتوقع مكافات و آن را ايثار خوانند قال اللّه تعالى : « وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ